ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )

124

الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )

زبير در مدينه با من بيعت كردند . آن گاه بيعت خود را شكستند . من نيز با آنان به مقابله برخاستم . اگر خواهى كه كارهايت به عافيت و عاقبت نيك پايان يابد خود را در معرض بلا قرار مده كه در غير اين صورت با تو خواهم جنگيد و از خدا در اين كار يارى مىجويم . تو سخنان بسيارى در مورد كشندگان عثمان گفته‌اى . از من پيروى كن و داورى كردن در اين مورد را به من واگذار ، تو و آنان را بر كتاب خدا عرضه مىكنم ، اما آن چيزى كه تو ارادهء آن را دارى اين است كه همچون كودكان در كار شير مادر خدعه و نيرنگ مىكنى . به جان خود سوگند ، اگر به عقل خود بنگرى ، نه از روى هوى و هوس ، من را دورترين مردم نسبت به خون عثمان خواهى ديد . معاويه بدان ، تو از آزادشدگان روز فتح مكه هستى كه خلافت براى آنان حلال نيست و امامت براى آنان بر پا نمىشود . و وارد كار شورا نمىشوند . جرير بن عبد الله را نزد تو فرستاده‌ام كه شخصى از اهل ايمان است و از كسانى است كه در اسلام داراى سابقه است . بيعت كن . و لا قوة الا بالله . رفتن جرير نزد معاويه جرير نامه على را به شام آورد و براى مردم اين چنين سخن گفت : مردم ، كار عثمان ، كسى را كه شاهد آن بوده است نابينا كرده است ، پس كسى كه از آن دور بوده است حالش معلوم است . مردم با على بيعت كردند ، طلحه و زبير نيز از كسانى بودند كه با على بيعت كردند . پس از مدتى بيعت خود را شكستند . بدانيد اين دين تحمل فتنه و آزمايش را ندارد . بدانيد اين دين تحمل شمشير را ندارد . ديروز در بصره اتفاقى روى داد كه هيجانى خسته كننده بود . اگر يك بار ديگر همچون بلايى به وجود آيد ، ديگر براى مردم زندگى باقى نخواهد گذاشت . عامهء مردم با على بيعت كرده‌اند ، اگر بار ديگر كار خودمان را به دست بگيريم غير از على كسى را بر نخواهيم گزيد . هر كس على را نپذيرد خود را به سختى انداخته است . معاويه ، در آنچه مردم وارد شده‌اند وارد شو . اگر در پاسخ بگويى عثمان مرا ولايت داده است و مرا عزل نكرده است به تو بگويم اگر چنين باشد ، هرگز دينى براى خدا بر پا نمىماند و هر فردى در آنچه مولاى آن بوده است همچنان باقى مىماند . درخواست مردم از على بر ماندن در كوفه على با مردم به مشورت پرداخت ، مردم از او خواستند تا در كوفه بماند ، ولى عده‌اى در اين